رشد و توسعه فردی مهارت‌های ارتباطی هوش هیجانی ۳ سوالی که برای افزایش هوش هیجانی باید از خود بپرسید

۳ سوالی که برای افزایش هوش هیجانی باید از خود بپرسید

۳ سوالی که برای افزایش هوش هیجانی باید از خود بپرسید
امتیاز مطلب: ٩٦%
96

هوش هیجانی (EI or EQ) توانایی فرد در شناخت و درک احساسات خود و دیگران و در نهایت رسیدن به یک تصمیم درست است. هوش هیجانی توانایی کنترل احساسات و داشتن واکنش مناسب در مواقع لزوم است. در واقع هوش هیجانی جنبه‌های بسیار پیچیده‌ای از همدلی، همدردی و دلسوزی را آشکار می‌کند. در این مقاله می خواهیم شما را با ۳ سوالی آشنا کنیم که قبل از انجام هر کاری اگر از خودتان بپرسید، کیفیت روابط و هوش هیجانی شما را افزایش می‌دهد.

هوش هیجانی به ما کمک می‌کند، عاقلانه‌تر رفتار کنیم. کمک می‌کند بتوانیم عادت‌های بد ارتباطی‌مان را زیرپا بگذاریم و دیگران پیامِ ما را به بهترین شکل ممکن دریافت کنند.

هوش هیجانی

برای مثال، آیا تا به حال حرفی زده‌اید که از گفتنش پشیمان شده باشید و آرزو کنید کاش زمان به عقب برمی‌گشت تا فرصت جبران اشتباه را داشتید؟ از نقاط ضعفی که برخی افراد سال‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و باعث آزار خودشان و حتی دیگران می‌شود این است که هر چیزی که به ذهنشان می‌رسد، بدون فکر کردن به زبان می‌آورند. غلبه بر این ضعف به حرف ساده است، اما استفاده از این سه سوال کوتاه به شما کمک می‌کند تا چیزی نگویید که در آینده پشیمان شوید.


مقاله مرتبط: افرادی که هوش هیجانی پایین دارند، چگونه رفتار می‌کنند؟

سه سوال کلیدی

من این سه استراتژی هوشمند را از جایی آموختم که اصلا انتظارش را هم نداشتم. وقتی مصاحبه تلویزیونی با کمدین مشهور کریگ فرگوسن را تماشا می‌کردم، به چند نکته‌ی حکیمانه پی‌بردم. همیشه قبل از گفتن هر چیزی این سه سوال را از خودتان بپرسید:

  • گفتن این حرف چقدر ضرورت دارد؟
  • لازم است این حرف را من بزنم؟
  • لازم است همین حالا این حرف را بزنم؟

فرگوسن می‌گوید سه بار ازدواج کردم تا بالاخره این نکته را فهمیدم.

شاید این یک روش ساده و پیش‌پا افتاده باشد، اما بهتر است قبل از اینکه به دلیل سادگی آن را کنار بگذارید، به این فکر کنید که به کارگیری این روش تا چه میزان می‌تواند باعث کاهش نظرات نامناسب در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی گردد. حتی می‌توانید یک گام جلوتر بروید و تاثیر آن را در کار خود نیز ببینید:

تصور کنید که شما یک مدیر هستید و سخت کار می‌کنید تا روابط‌تان را با افراد خاصی در تیم کاری بهبود ببخشید. فرض کنید یکی از اعضای تیم، کار بزرگ و تاثیرگذاری انجام داده‌است؛ اکنون فرصت مناسبی برای تحسین و تشویق آن فرد است. شما با گفتن جمله‌ی «کارت عالی بود»، می‌توانید این حسِ خوب را به کارمندان‌تان منتقل کنید. فراموش نکنید که تشکر صمیمانه، درست و به موقع در ایجاد انگیزه در کارمندان تاثیر بسزایی دارد.

اما ناگهان یادتان می‌افتد که چند هفته پیش خطایی از کارمندان سرزده است که باعث ناراحتی شما شده‌ است، پس به خودتان می‌گویید: «منطقی است که همین الان در مورد آن اشتباه نیز تذکر بدهم». یا فکر می‌کنید بهتر است تا فراموش نکرده‌اید، تذکر بدهید.

نه! صبر کنید! از خودتان بپرسید:

  • گفتن این حرف چقدر ضرورت دارد؟
  • لازم است این حرف را من بزنم؟
  • لازم است همین حالا این حرف را بزنم؟

درست است، انتقاد سازنده بلافاصله بعد از هر اشتباه کارساز است. اما الان زمان مناسبی برای گفتن و یادآوری خطای گذشته نیست، این‌کار نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه بر رابطه‌ی شما با اعضای تیمِ کاری‌تان نیز تاثیر منفی می‌گذارد. اگر الان اشتباه گذشته‌ی کارمندتان را یادآوری کنید، هر چیز خوبی که ممکن است، با تحسین و تشویق به دست بیاورید، از بین می‌رود.

در این‌جور مواقع فرد احساس می‌کند:

شما فقط می‌خواستید با تعریف کردن او را نرم کنید تا ضربه‌ی آخر را راحت‌تر بزنید.

وقتی از خودتان این سه سوال را بپرسید، احتمالا پاسخ شما یکی از این موارد است:

  • خودت خوب می‌دونی که انتقادی که قصد گفتنش را دارم، آنقدرها هم مهم نیست. حتی ممکن است نظرم در مورد آن نیز به مرور تغییر کند.
  • شاید بهتر باشد، اول با رهبر تیم‌ِ کاری در مورد آن صحبت کنم. شاید چیزی که من چند هفته پیش دیدم، همه‌ی آن چیزی نباشد که اتفاق افتاده‌ است.
  • قطعا لازم است تا در مورد مشکلی که دیده‌ام، صحبت کنم. اما الان زمان مناسبی برای این کار نیست. بهتر است زمانی را برای این کار مشخص کنم که آمادگی بیشتری هم داشته‌ باشم.

مقاله مرتبط: ۴ تکنیک برای تقویت هوش هیجانی

این روش چه فایده‌ای دارد؟

این فقط یک سناریو است، اما تمرین این سه سوال به شما در موقعیت‌های مختلف کمک می‌کند. تصور کنید اگر همه این کار را انجام می‌دادند: تعداد ایمیل‌ها و پیام‌ها، مدت زمان جلسات کاری و شکایات کارمندان از اظهارات نامناسب یکدیگر به شدت کاهش می‌یافت و می‌توانستیم انتظار برخورد دوستانه‌تری از هم داشته‌ باشیم.

تعادل را حفظ کنید

البته، قصد ندارم شما را از صحبت‌ کردن در مکان و وقت مناسب هم منصرف کنم. واقعا به ایجاد یک رابطه‌ی دوستانه و مستقیم اعتقاد دارم، اما اوقاتی پیش می‌آید که پاسخِ ما به همه‌ی سوالات بالا مثبت است و چیزی که لازم است بگوییم ممکن است برای ما یا مخاطب چندان خوشایند نباشد. در این جور مواقع، این سه سوال به شما کمک می‌کند با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید و یاد بگیرید در زمان مناسب از موضعی قوی و مطالبه‌گرانه سخن بگویید.

 

برگرفته از: inc.com

برچسب‌ها:
محبوبه ایران پاک سرنوشت من رو رسوند به رشته مترجمی زبان انگلیسی و علاقه باعث ادامه دادنش شد. نحوه آشنایی و همکاری من با تیم چطور هم از آن اتفاق‌های شیرین تو زندگیم بود. خوشحال می‌شم نظرات شما رو هم در مورد مطالبی که می‌نویسم، بدونم.

دیدگاه‌ها (2)

  1. کاش از نویسندگان ایرانی استفاده می کردین من کتابهای موفقیت زیادی خوندم حتی از دانشمندان بزرگ موفقیت دنیا ولی خیلی کم تاثیر گذاشتن ، اما وقتی که یه کتاب که نویستده ی داخلی داره بهتر ارتباط برقرار می کنم و تاثیر گذاری داره ، بهتره بیاییم از تجربیات موفقیت و شیوه های ارتباطی ایرانی خودمون بنویسیم اینجوری ملموس تره

    1. ممنون از شما که نظرتون رو گفتید. ان شاءالله بتونیم در مقالات آتی اطلاعات بیشتری در این زمینه در اختیار خوانندگان بگذاریم
      موفق باشید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *