۶ نوع رابطه سرطانی که باید از آنها فرار کنیم
هوش هیجانی

۶ نوع رابطه سرطانی که باید از آنها فرار کنیم

امتیاز مطلب: ٩٤%
94

بیشتر افراد در محل‌ کار یا هر جای دیگری تجربه‌ی رابطه‌ای را که بعدا برای‌شان مشکل‌ساز شده داشته‌اند. اگر شما هم این تجربه را داشته باشید می‌دانید که این روابط انرژی، عملکرد و شادی شما را به طرز قابل‌ ملاحظه‌ای کاهش می‌دهند.

در مطالعات جدید دانشگاه جرج‌تاون مشخص شد که ۹۸ درصد افراد تجربه‌ی یک رابطه‌ی مسموم در محل کار را دارند. این تحقیقات نشان داد که روابط مسموم به ۹ روش عمده بر کارمندان و سازمانی که در آن کار می‌کنند تاثیر می‌گذارد. در این مقاله با ۶ نوع رابطه سرطانی که باید از آنها دوری کنید، بیشتر آشنا می‌شوید.

۸۰ درصد از افراد وقت‌ کاری‌شان را با نگرانی در مورد وقایع مربوط به آن از دست می‌دادند.

۷۸ درصد مدعی شدند که تعهد‌شان نسبت به سازمان کاهش یافته‌ است.

۶۶ درصد مدعی شدند عملکردشان کاهش یافته‌ است.

۶۳ درصد از افراد وقت کاری‌شان را در تلاش برای خودداری از برخورد با فرد مقصر از دست می‌دادند.

۴۷ درصد عمدا ساعات کاری‌شان را کم می‌کردند.

۳۸ درصد عمدا کیفیت کارشان را کم می‌کردند.

۲۵ درصد اعتراف کردند که آشفتگی‌شان را سر ارباب‌رجوع خالی می‌کردند.

۱۲ درصد مدعی شدند که به خاطر آن شغل‌شان را ترک کردند.

۴۸ درصد عمدا سخت‌کوشی در کارشان را کاهش می‌دادند.

صرف نظر از بهای گزافی که باید برای رهایی از این روابط مسموم پرداخت، بهای اصلی، عملکرد از‌‌‌دست‌‌رفته و پریشانی حاصل از گرفتاری در این رابطه است.

کاهش عملکرد در محیط کار

درست است که ما نمی‌توانیم تاثیر منفی افراد بر خودمان را کنترل کنیم، ولی می‌توانیم با کنترل واکنش خودمان نسبت به آن، مسیر رابطه را تغییر دهیم. قبل از اینکه یک رابطه‌ی مسموم شکل بگیرد شما باید خودتان در مورد دلیل اولیه‌ی مسموم شدن آن رابطه به نتیجه برسید. یک رابطه وقتی مسموم می‌شود که نیاز‌های یکی از طرفین برآورده نشود یا شخص یا عاملی مانع حفظ یک رابطه‌ی سالم و سازنده شود.

شناخت و درک عوامل مخرب به شما کمک می‌کند راهکار‌های مؤثری برای جلوگیری از برخوردهای مخرب و مسموم در آینده به دست آورید.

در ادامه به بررسی شایع‌ترین انواع روابط مسموم و تدابیری برای مقابله با آنها می‌پردازیم.

روابط تهاجمی-انفعالی

این نوع رابطه در محل‌ کار شکل‌های مختلفی دارد. از مدیری که به شما بی‌محلی می‌کند گرفته تا همکاری که دزدکی ایمیل‌هایتان را برای رئیس می‌فرستد. یکی از شایع‌ترین اثرات تهاجم منفعلانه کاهش چشمگیر تلاش فرد است. نظر‌‌‌ خواستن و شنیدن انتقادات از دیگران برای افراد تهاجمی-انفعالی بسیار دشوار است، این موضوع می‌تواند باعث شود آنها محل کارشان را زودتر ترک کنند یا به اندازه‌ی کافی برای کارشان تلاش نکنند. تهاجم منفعلانه در محل کار مرگبار است، چون محل کار یعنی جایی که لازم است نظرات و احساسات کارمندان در مورد هر موضوعی برای ادامه و پیشرفت کار به بحث گذاشته شود،

وقتی کسی با شما رفتار تهاجمی-انفعالی در پیش می‌گیرد، شما باید خودتان با این مشکل کنار بیایید. رفتار تهاجمی-انفعالی افراد به این دلیل است که می‌خواهند از درگیری‌های اجتناب‌ناپذیر جلوگیری کنند. اگر نتوانید روش مناسبی برای باز کردن سر صحبت پیدا کنید، ممکن است درگیر این بازی ذهنی شوید. به خاطر داشته باشید که افراد تهاجمی-انفعالی حساس‌اند و از درگیری خودداری می‌کنند. پس اگر روشی برای ارتباط برقرار کردن با آنها پیدا کردید، آن را تا حد ممکن با پایه‌ریزی مناسب و هماهنگ پیاده کنید.

روابطی با کمبود بخشش و اعتماد

کمبود اعتماد

اشتباه‌ کردن در محل‌ کار اجتناب‌ناپذیر است. بعضی‌ها آنقدر روی اشتباهات دیگران تمرکز می‌کنند که گویی خودشان هرگز مرتکب اشتباه نمی‌شوند. این افراد کینه‌توزند، همواره می‌ترسند دیگران قصد آسیب‌ زدن به آنها را داشته باشند و حتی ممکن است باعث اخراج شما از پروژه‌های مهم شوند. اگر مراقب نباشید این رابطه می‌تواند با از بین بردن فرصت‌های رشد، مانع پیشرفت شغلی شما شود.

آنچه این گونه رابطه‌ها را ناامیدکننده می‌کند این است که یک اشتباه برای از‌ دست‌ دادن صد‌ها نقطه‌ی اعتماد کافی است در‌ حالی‌ که برای برگرداندن یک نقطه‌ی اعتماد، صد‌ها عمل مثبت لازم است. برای اینکه اعتماد این افراد را دوباره به دست‌ آورید باید توجه بسیار زیادی به جزئیات داشته باشید و این حقیقت که آن فرد همواره شما را زیر نظر دارد تا متوجه خطاهای‌تان شود نباید شما را آشفته کند. شما باید ذره‌ذره‌ی صبرتان را برای خلاصی از چاه موضوعی که در آن گرفتار شده‌اید به کار بگیرید. به یاد داشته باشید که نا‌برده رنج، گنج میسر نخواهد شد.

روابط یک‌طرفه

user_book_20140106-125841_P006_I002_V001

یک رابطه باید برای دو طرف سودمند باشد و مثل یک داد‌و‌ستد طبیعی عمل کند. در محل کار این قانون هم شامل افرادی است که به شما گزارش می‌دهند (آنها باید برای شما کار انجام دهند و شما باید به آنها آموزش بدهید) و هم افرادی که شما به آنها گزارش می‌دهید (شما باید از آنها یاد بگیرید و با آنها همکاری کنید). وقتی یکی از طرفین فقط بخواهد سود ببرد و یا مقدار آنچه می‌دهد نا‌متناسب باشد، این رابطه مسموم می‌شود. نمونه‌هایی از این رابطه، مدیری است که کارمندش را در‌گیر جزئیات مشقت‌بار می‌کند یا همکاری که همه‌ی کار را خودش به تنهایی انجام می‌دهد.

بهترین کار در این نوع رابطه این است که در صورت امکان، سود رساندن به طرف مقابل را متوقف کنید. متاسفانه گاهی این امکان وجود ندارد. در این صورت باید با طرف مقابل صادقانه و رو‌راست صحبت کنید تا بتوانید رابطه را دوباره هماهنگ کنید.

روابط ایده‌آل‌گرا

ایده آل گرا

روابط ایده‌آل‌گرا، وقتی شکل می‌‌گیرد که برای کسی ارزش بیش‌از‌‌حد قائل می‌شویم. اگر همکارتان را در مقام یک فرد فرا‌طبیعی ببینید، رابطه‌ی شما مسموم می‌شود چون مرز‌های لازم برای یک رابطه‌ی کاری سالم از‌ بین‌ رفته‌ است. برای مثال ممکن است همکارتان را آنقدر محق تصور کنید که اشتباهاتی که نیاز به پیگیری دارند را نادیده بگیرید یا چون فکر می‌کنید همکارتان درست می‌گوید کاری بر خلاف ارزش‌های اخلاقی‌تان انجام دهید.

این شکسته شدن مرز‌ها برای شما بسیار خطرناک است، ولی شما این قدرت را دارید که این رابطه را درست کنید. شما باید بدون توجه به نزدیکی رابطه‌تان و یا ارزشی که برای کار طرف مقابل قائل هستید، همیشه دیدگاه بی‌طرفانه‌تان را حفظ کنید. اگر شما آن فردی هستید که ایده‌آل تصور شده‌اید، باید با طرف مقابل صحبت کنید و او را متقاعد کنید که با شما مثل دیگران رفتار کند.

روابط جزائی (تنبیهی)

روابط تنبیهی

این نوع روابط، روابطی هستند که یکی از طرفین دیگری را به خاطر رفتاری که با انتظاراتش مطابقت کامل ندارد مجازات می‌کند. ویژگی این نوع افراد این است که بدون تعامل کافی، بدون اظهار نظر و درک، فقط بر‌ اساس غریزه مجازات‌گرند. این دیدگاه تحقیرآمیز باعث ایجاد درگیری می‌شود و حس بدی را القا می‌کند.

برای رهایی از رابطه‌ی تنبیهی باید راه معقول مبارزه با آن را بیابید. اگر هر بار داوطلبانه خود را در‌گیر کشمکش کنید، حرفتان جدی گرفته نمی‌شود و فقط به عنوان فردی بیش‌ از‌ حد حساس شناخته می‌شوید.

روابطی که بر پایه‌ی دروغ شکل گرفته‌اند

دروغ

بعضی افراد آنقدر درگیر خوب به‌ نظر‌ رسیدن می‌شوند که درک خود از حقیقت و رویا را از دست می‌دهند؛ بعد دروغ‌ها آنقدر روی هم جمع می‌شوند تا تبدیل به زیربنای رابطه شوند. کسانی که در پاسخ به شما حقیقت را نمی‌گویند، مستحق اعتماد شما نیستند. چطور می‌توانید به کسی که تمایل دارد به شما دروغ بگوید اعتماد کنید؟

اگر اعتماد را از یک رابطه حذف کنید، آن رابطه از بین می‌رود. ساختن یک رابطه بر پایه‌ی دروغ مثل ساختن یک خانه بر تلی از ماسه است. در این رابطه تنها کاری که از دست‌تان بر می‌آید این است که همچنان که رابطه پیش می‌رود چیز‌هایی که از دست می‌دهید را بشمارید.

چطور از خودمان در مقابل افرادی که رابطه را مسموم می‌کنند محافظت کنیم

افراد مسموم شما را عصبانی می‌کنند چون رفتارشان نا‌معقول است. اصلا شک نکنید که رفتار‌های آنها خلاف منطق است. پس چرا اجازه بدهید با واکنش هیجانی در مقابل آنها گرفتار دردسر شوید؟

توانایی کنترل احساسات و حفظ آرامش در هنگام فشار‌های روانی (یکی از اجزای مهم هوش هیجانی) ارتباط مستقیم با عملکرد و شادی دارد. یکی از بزرگترین مزایای هوش هیجانی توانایی شناسایی این افراد مسموم و دور‌ نگه‌ داشتن آنهاست.

هرچه رفتار افراد غیرمنطقی و نامعقول‌تر باشد، راحت‌تر می‌توانید خودتان را از تله‌ی آنها حفظ کنید. تلاش برای شکست دادن آنها در زمین خودشان را کنار بگذارید. از نظر احساسی، خودتان را از آنها دور کنید و با برخوردهایتان با آنها طوری رفتار کنید که انگار آنها یک پروژه‌ی علمی هستند (و اگر ترجیح می‌دهید خودتان را روان‌پزشک آنها در نظر بگیرید). شما نباید به آشفتگی هیجانی پاسخ دهید، فقط داده‌های واقعی را در نظر بگیرید.

حفظ فاصله‌ی احساسی احتیاج به آگاهی دارد (می‌توانید این آگاهی را با یک تست هوش هیجانی افزایش دهید). اگر متوجه نشوید که چه زمانی یک نفر دارد احساسات شما را کنترل می‌کند، نمی‌توانید متوقفش کنید. گاهی اوقات در موقعیتی قرار می‌گیرید که باید راهکار‌ها را دسته‌بندی و بهترین آنها را انتخاب کنید؛ شما باید برای این کار وقت بگذارید و به آن اهمیت دهید.

محافظت

بیشتر افراد حس می‌کنند چون با کسی زندگی یا کار می‌کنند، کنترلی روی آشفتگی‌های به وجود آمده ندارند؛ این طرز فکر بی‌نهایت اشتباه است. وقتی یک فرد مسموم را شناسایی کنید، به تدریج رفتارش برایتان قابل ‌درک و پیش‌بینی می‌شود. این توانایی به شما کمک می‌کند در مورد اینکه کجا و چه زمانی باید با او کنار بیایید و چه زمانی نباید زیر بار بروید منطقی‌تر تصمیم بگیرید. شما می‌توانید برای این کار مرز‌هایی را تعیین کنید، ولی باید مراقب باشید و دقت و آگاهی لازم را برای آن به کار ببرید. اگر بخواهید اجازه دهید همه چیز طبیعی پیش برود، مدام درگیر بحث‌هایی می‌شوید که شما را آشفته می‌کند. اگر مرز‌های مناسبی تعیین کنید و بدانید چه زمانی باید فرد دردسر‌ساز را مورد توجه قرار دهید، می‌توانید آشفتگی را تا حد زیادی کنترل کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که وقتی شخص سعی می‌کند از مرز‌هایی که تعیین کرده‌اید عبور کند، با جدیت برای حفظ آن مرز‌ها پافشاری باشید.

در نهایت

انواع مختلفی از روابط مسموم در محل کار وجود دارد. وقتی در‌گیر یکی از آنها می‌شوید، نجات خودتان و پیشرفت کارتان ارزشش را دارد که با دقت همه‌ی جوانب را بررسی کنید و راه نجات‌تان را بسازید.

 

برکرفته از: Huffingtonpost.com

مینا بردبار فقط یه دانشجو که دنبال تجربه‌های جدیده. بزرگترین خوشحالیم اینه که شعر و داستان می‌نویسم و بعد از اون عاشق مطالعه، موسیقی، هنر (از همه نوعش) و خلاصه هر چی که طعم خلاقیت داشته باشه هستم. درست نمیدونم چطوری از «چطور» سر درآوردم ولی خوشحالم که اینجام و خوشحال میشم بدونم مطالبی که می‌نویسم برای دیگران هم میتونه مفید باشه.

دیدگاه‌ها (1)

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مسابقه استعدادهای نویسندگی

برای شرکت در مسابقه و اطلاع از شرایط آن بر روی دکمه زیر کلیک نمائید: