چطور کتاب‌های قطور را تا انتها بخوانیم؟

چطور کتاب‌های قطور را تا انتها بخوانیم؟
امتیاز مطلب: ٩٣%
93

انگار تمام علم دنیا در این کتاب‌های کَت و کلفت است و از طرف دیگر چندان عجیب نیست که این بلوک‌های سیمانی‌ مشتری‌های زیادی نداشته باشند. اما گویا یک نفر راه بدردبخوری برای مطالعه‌ی این «گاوکتاب‌»ها پیدا کرده است. این شما و این راه مطالعه‌ی کتاب‌های قطور.

من صرفا از اینکه قفسه‌ی کتابم پر از کتاب باشد کیف می‌کنم. دوست دارم آنها را داخل قفسه مرتب کنم، بعد چند متر آن طرف‌تر بایستم و نگاهشان کنم و از این منظره لذت ببرم.

قبلا از رفتن به کتابخانه خیلی خوشم می‌آمد، الان هم بدم نمی‌آید. اما در گذر زمان متوجه شدم که اگر می‌خواهی کتابی را – از نظر ذهنی – مال خود بدانی، باید آن کتاب بی‌صاحاب شده‌ی کوفتی را بخری و ببری خانه.

کتاب باید دم دست آدم باشد تا هر موقع که اراده کرد به آن رجوع کند، اگر لازم بود خطی زیر جملاتش بکشد و یا چیزی داخلش بنویسد، بتواند آن را از قفسه به پایین بیاورد و دوباره بالای قفسه بگذارد و دوباره از قفسه درش بیاورد و سه باره پرتش کند سرجایش و باهاش روی سوسک بکوبد و ازش به جای ماوس‌پد استفاده کند و… . منظورم را که گرفتید؟
دردسرتان ندهم، من کتابخانه محقری برای خودم دارم که در واقع اسمش را باید بگذارم «ضدکتابخانه‌ای از کتاب‌های خوانده نشده». خیلی از کتاب‌هایش را بذل و بخشش کرده‌ام به این و آن، اما هنوز هم پر است از کتاب‌هایی که لایشان را هم تا به حال باز نکرده‌ام. با این حال، کماکان پروژه‌ی کتاب خریدن و پر کردن قفسه‌هایم ادامه دارد.
اخیرا یک نگاهی به قفسه کتاب‌هایم انداختم و یک کتابی به چشمم خورد که مدت طولانی‌ای بود که دلم می‌خواست بخوانمش. راستش تابستان امسال بعد از اینکه ۱۵۰ صفحه‌اش را خواندم، بستمش و گذاشتمش کنار و رفتم سراغ مطالعه کتاب‌های «فوری‌ترم».

کتابی که خدمت‌تان عرض می‌کنم اسمش کارگزار قدرت (The Power Broker) است که رابرت کارو (Robert Caro) آن را به رشته‌ی تحریر درآورده است.

reading-books

کتابی کلاسیک راجع به سیاست قدرت در نیویورکِ اواسط قرن بیستم که ماجراهایش از زبان نابغه‌ی شهرسازی و معمار نیویورک، رابرت موزس (Robert Moses) بیان می‌شود. جلال و جبروت و عذاب و نفرینِ همزمانِ این مجلد این است که اگر این کتاب را پای در بگذاری در باز و بسته نمی‌شود. به اصطلاح از آن کتاب‌هایی است که از شدت قطوری و سنگینی به درد پادری می‌خورد. این کتاب هزار و صد و ده صفحه دارد – از آن کتاب‌های متراکم که خیلی جای سفیدی در صفحه‌هایش قابل مشاهده نیست. فکر کنم در جایی خوانده‌ام که جناب آقای کارو گفته که کتابش شامل هفتصد هزار لغت است (که تازه قبل از ویرایش نهایی حاوی بیش از یک میلیون لغت بوده است)
سبک نوشتار این کتاب معرکه است و حتی یک جایش را هم نمی‌توانید پیدا کنید که نویسنده بی‌دلیل روده‌درازی کرده باشد با این حال صرفا حجم مطالبش خیلی خیلی زیاد است.
مشکل از اینجا شروع می‌شود که وقتی فکر خواندن این کتاب به سرتان می‌زند، حتی بیرون کشیدنش از داخل قفسه هم باعث ایجاد دلشوره می‌کند. بیایید به زبان ریاضی با هم صحبت کنیم: من سرعت خوبی در خواندن کتاب دارم. فکر کنم دور و بر ۳۰۰ لغت در دقیقه را حریفم… حالا ۵۰ تا لغت کم یا زیاد.
با سرعت ۳۰۰ لغت در دقیقه، یک کتاب هفتصد هزار لغتی را باید در ۲۳۳۳ دقیقه یا چیزی حدود ۳۹ ساعت تمام کنم. چرا نمی‌توانم این کار را انجام بدهم؟ چون مغزم اصلا خوشش نمی‌آید که یک کار ۳۹ ساعته‌ی بی‌جیره و مواجب را شروع کند. پَـس! می‌رود سراغ یک کتاب کوتاه‌تر و آسان‌تر. خب هر چه باشد آن هم برای خودش کتاب محسوب می‌شود.
بعد تازه به این فکر می‌افتم که چه شاهکارهای دیگری را هم می‌شناسم که آرزوی خواندن آنها را هم دارم. کارو ۴ کتاب (که نهایتا شده ۵) در مورد (رئیس‌جمهور آمریکا در حد فاصل سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۹) نوشته است که همه‌شان از شاهکارهای قرن بیستمی درباره‌ی سیاست در آمریکا به شمار می‌روند. همچنین می‌خواهم کتاب انحطاط و سقوط امپراتوری روم اثر گیبسون، آنا کارنینا و جنگ و صلح از آثار تولستوی، جانسون اثر بازوِل، ظهور و سقوط رایش سوم از شیرر، ثروت ملت اثر آدام اسمیث و همچنین بیوگرافی‌های بیشتری از ران چرنو (تایتان را شدیدا دوست دارم و شنیده‌ام که السکاندر همیلتون هم خیلی محشر است) را بخوانم. می‌دانید بدبختی‌ام کجاست؟ اینکه تمامشان کتاب‌های پادری هستند.
این قضیه من را به فکر فرو بُرد که چطور می‌شود کسی بتواند هرکدام از این کتاب‌ها را تا ته بخواند؟ چطور می‌شود من به فردی تبدیل شوم که به جای صحبت کردن راجع به این کتاب‌ها، تمامشان را خوانده باشد. انگار که باید این کار را یک شغل تمام‌وقت محسوب کرد چون جور دیگری نمی‌توان از پسش برآمد.
اما من برای خودم راه‌حل ساده‌ای دست و پا کردم و دلم می‌خواهد که آن را به شما نیز لو بدهم.
اسم راه‌حل من ۲۵ صفحه در روز است. همین! فقط باید به این نقشه متعهد بود و انجامش داد. مگر ۲۵ صفحه در روز به کجای آدم می‌رسد؟
دوباره بیایید حساب و کتاب کنیم. در ماه ۲ روزش را که اصلا وقت برای مطالعه نداریم می‌گذاریم کنار. یک روز هم برای عید کم می‌کنیم. می‌ماند ۳۴۰ روز در سال. ۲۵ صفحه در روز را ضرب در ۳۴۰ روز در سال می‌کنیم و ۸۴۰۰ صفحه در سال بدست می‌آید. ۸۴۰۰ تا. البته من بعداً فهمیدم که اگر به حداقل ۲۵ صفحه در روز متعهد بمانم، اغلب حال می‌کنم بیشتر از ۲۵ صفحه هم بخوانم. پس بیایید ۸۴۰۰ تا را بکنیم ۱۰۰۰۰ تا (اگر فقط ۵ صفحه‌ی دیگر به روزی ۲۵ تا اضافه کنید و روزی ۳۰ صفحه بخوانید، همین می‌شود)
با نرخ ۱۰ هزار صفحه در سال، با سرعت میانگین ۲۵ الی ۳۰ صفحه در روز، مثلا چه کتاب‌هایی را می‌توان تمام کرد؟
خب. ماشین حساب را بیاورید… . کارگزار قدرت که ۱۱۱۰ صفحه بود. چهار تا کتاب راجع به همه‌شان روی هم ۳۵۵۲ صفحه‌اند. شاهکارهای تولستوی جمعا ۲۱۶۰ صفحه‌اند. شش‌جلدی گیبسون سر تا تهش ۳۶۶۰ صفحه است که به عبارتی مجموع همه‌ی این کتاب‌ها می‌شود ۱۰۴۷۲ صفحه‌ی ناقابل.
یعنی در طول یک سال، با یک ریتم شُلی شِپِرتیِ ۲۵ صفحه در روز، بنده‌ی حقیر توانستم ۱۳ تا از شاهکارهایِ استاد نویسِ قَدَر قُدرتِ پیل‌افکنِ جهان را بخوانم و کلی چیز راجع به تاریخ دنیا یاد بگیرم: همه‌اش در یک سال
یعنی از الان تا سال ۲۰۱۷ را می‌توانم بگذارم برای خواندن ظهور و سقوط شیرِر (۱۲۸۰ صفحه)، شش‌جلدی کارل سندبرگ راجع به لینکلن (چه می‌دانم… ۲۰۰۰ صفحه)، ثروت ملت آدام اسمیث نسخه‌ی خلاصه نشده (۱۲۰۰ صفحه) و کتاب جانسونِ جنابِ بازوِل (۱۳۰۰ صفحه) و تازه کلی هم صفحه کم می‌آورم (وقت اضافه می‌آورم)
این بود راه‌حل خواندن آثار بزرگ. روز به روز. ۲۵ صفحه یکجا. بدون هیچ بهانه‌ای

reading-books

البته قبل از اینکه خیلی پایبند و محدود به این اعداد شوید، بد نیست تأکید کنم که عدد مهم نیست (هر چند که من واقعا قانون روزی ۲۵ صفحه را برای خودم انجام می‌دهم). این عدد می‌تواند ۲۰ صفحه یا ۱۰ صفحه در روز باشد. می‌تواند سی دقیقه یا یک ساعت یا ۲۰۰۰ لغت در روز باشد. فارغ از اینکه کدام یک از این واحدها را برای مطالعه‌ی خودتان در نظر می‌گیرید، کاری که حساب و کتاب داشته باشد جواب می‌دهد.
ظرف شش ماه، ۱ سال یا ۵ سال یا ۱۰ سال، توانسته‌اید قسمت بسیار بزرگی از ذکاوت بشری را وارد مغز خود بکنید. هیچوقت دلتان می‌خواسته «موبی‌دیک» یا «اولیس» یا چند تا از آثار جین آستِن را بخوانید؟ «شوخی بی‌نهایت» دیوید فاستر والاس را چه؟ خیلی خب. از همین امروز شروع کنید. ۲۵ صفحه. فردا هم همین کار را بکنید. صبح بخوانید، سر ناهار بخوانید، قبل از خواب بخوانید، در مطب دندانپزشک بخوانید… مهم نیست. فقط آن مقداری که به خودتان قول داده‌اید را بخوانید و این کار را هر روز تکرار کنید. آن وقت تبدیل به اَبَرانسانی خواهید شد که کتاب‌هایی را خوانده است که دیگران فقط بلدند راجع به آنها حرف بزنند.
چیزی که انتخاب می‌کنید تا بخوانید دیگر به خودتان مربوط است. مثلا من عاشق تاریخ و بیوگرافی و علم و این جور چیزها هستم. البته تولستوی استثنا بود چون من اصلا رمان نمی‌خوانم. تنها کاری که باید بکنید این است که کمی تعهد و پشتکار به خرج دهید. کتاب بخوانید تا باهوش‌تر شوید.

برگرفته از: medium

میثم عقیلی متولد بندرعباسم ولی از نظر فنی بندری محسوب نمی‌شم. اون زمان که موز از پفک ارزونتر بود دوست داشتم کنار خیابون توی یخدون‌ یونولیتی پپسی بفروشم، اما بعدن زمان خاتمی رفتم اراک مترجمی خوندم و زمان سهمیه‌بندی بنزین هم درسم تموم شد، الانم اینجا پیش چطوریام. بیکار بشم فوتبال می‌بینم.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه‌ها (41)

  1. profile-placeholder راتین گفت:

    حدود دو ماه دیگه میشه یک سال که از صفحه ۲۶۴ کتاب جین ایر جلو تر نرفتم. مطالبتون خیلی خوبه. ولی من تنبل تر از این حرفام. تقریبا تمام این روش هارو امتحان کردم و بازم تنبلیم میاد ادامشو بخونم. البته روش فصل به فصل به نظر من بهترین روشه. چون روی یکی از تنبل ترین آدمای جهان یعنی خودم جواب داده.
    مطالبت خیلی عالی و انگیزشیه میثم جان. معمولا خیلی بهم قوت قلب میده.

  2. profile-placeholder i گفت:

    بسیار عالی .در تمام شدن هر صفحه ای با مطالعه که شکی نیست.پیشنهاد من هم به استاد خودم استماع کتاب های صوتی ست در کنار مطالعات شریفتون. ۳>

    1. رقیه محمدی رقیه محمدی گفت:

      خوشحالیم که از این مطلب رضایت داشتید.
      بابت پیشنهادتون هم خیلی ممنون 🙂

    2. profile-placeholder راتین گفت:

      کتاب صوتی یه چیز سلیقه ای هست که هر کسی دوست نداره. من خودم کسیم که حاضرم کلی پول و وقت صرف خوندن بکنم و اصلن از کتاب صوتی خوشم نمیاد

      1. profile-placeholder I گفت:

        صحیست.کاملا موافق گفته ی شریفیان هستم و بر این باورم که کتاب را باید خواند معذالک گفته بنده منوط به کتب فلسفی یا علمی است که باعث خستگی ذهن و چشم میشود؛وانگهی استماع و استفاده کردن از حس شنوایی نتیجه قابل توجه ای در روند اتمام کتاب های دیگر در حین مطالعه ی کتاب های خواندنی،اعم از رمان های گوناگون میباشد.:)

  3. مجتبی فرزانه مجتبی فرزانه گفت:

    آقا میثم دم شما خیلی مرسی
    جدا چه کمکی به من کردی
    میدونی من روانیه کتابم یعنی کتاب می بینم دست و پام شل میشه ولی خیلی کم مطالعه دارم؟!!! چرا؟!
    چون سرعتم پایینه و وقتی کتاب میخونم انگار دست و پامو غل و زنجیر کردن
    کتابهای قطور خوندن هم که دیگه داستانش معلومه
    ولی شما با این مقاله ات خیلی کمک کردی
    ممنون
    ضمنا راستی تشبیه این کتابها به بلوک سیمانی خیلی به جا بود
    خخخ

  4. profile-placeholder مهدی گفت:

    سلام میثم عزیز من خیلی وقت نمیتونم برای نت بذارم ،از بس عاشق مطالعه ام نمیتونم حتی با کتاب pdf حال کنم ولی بعضی وقتها مجبور میشم بخاطر نبود ترجمه به همون کتاب pdf انگلیسی اکتفا کنم . نیمدونم چی شد ایمیل چطور را در اینباکسم باز کردم اومدم اینجا .الان یکسالی میشه که برنامه ریزی کردم که هر دو روز یک کتاب حدودا ۲۰۰ صفحه ای میخونم . از ترسم دیگه نمیتونم از جلو کتابفروشیها رد بشم واقعا دارم کم کمک شیفته مطالعه میشم آخه از بدشانسی از ۷ سالگی با کتاب و مطاله بزرگ شدم الان جور سده که تو صف نون و مترو هم کتاب دستمه . خیلی از سلیقه ات خوشم اومد خلاقانه و بدون شیله پیله می نویسی بخاطر همین خیلی جذابه نوشته هات . مجبورم کردی هر روز سر بزنم به نوشته هات . دوست دارم همیشه قلمت همینجور خوانا و توانا باشه تا بنویسی و بنویسی . در پناه حضرت دوست سایه ات مستدام باد

  5. profile-placeholder رومینا گفت:

    مشکل اینه که من اونقدر خستمه که حتی این مطلب رو حالم نشد تا اخر بخونم انوقت چطوری میتونم یه کتاب قطور رو تموم کنم 😐

  6. profile-placeholder ارسطو عباسی گفت:

    کتاب خواندن بە احمقی ضربه زیادی می زند… مهمتر از دونستن اینکه کتابی قطوره یا نه هدف از خوندنشه، اگه قرار باشه من دنبال یادگیری یا ماکزیموم لذت باشم قرار نیست که حتما کتاب هایی بخونم که یک شبه تموم بشه.
    ما مملکت عجیبی دارم، به زور میخوایم چیز یاد مردم بدیم (بیخیال این نوشته چون شاهکار بود) کتاب قطور خوندن هدف میخواد نه استفاده از کتاب به عنوان پشه کش..
    ممنون از مطلب، سبک نوشتنتون شبیه منه البته شاید من شبیه شما باشم ولی خوب بود

  7. profile-placeholder آرمین گفت:

    عالی بود. خوشمان آمد.

  8. profile-placeholder رضا گفت:

    سلام مرسی از متن مفيدتون فقط ميخواستم بدونم که با اين روش برای خوندن کتابهای تخصصی چن جلدی بعد از تموم شدن ميشه همه مطالب رو به خاطر سپرد
    ميبخشين واسه اين سوال رو تکرار کردم چون بار اول ايميل اشتباه وارد شده بود
    ممنون ميشم پاسخ بدين

  9. profile-placeholder سعیده گفت:

    با خوندن راهکاری که شما ارایه دادید واقعا انرژی گرفتم..البته بارها خودمو ملزم به خوندن تعداد مشخصی از صفحات کتاب در یک روز کردم ولی انگار عمل کردن بهش چیزی فراتر از سخت بودنه…البته با این حساب و کتابی که شما کردید(ده هزار صفحه در سال!) واقعا به من انگیزه داد که به مطالعه هام وفادار بمونم حتی در شرایط سخت

  10. profile-placeholder محمد رضا گفت:

    سلام میثم جان. سایتت فوق العاده هست. من دیگه به این سایت معتاد شدم و هر روز باید بهش سر بزنمم. مطالبت بسیار عالی و کاربردیه. آرزوی موفقیت هر چه بیشتر و سلامتی برات دارم.

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      مرسی محمدرضا جان. هر جا هستی خوش و خرم باشی.

  11. profile-placeholder الا گفت:

    اول بگم که شما خیلی شبیه دوس پسر من هستید 🙂
    دوم اینکه قانون من یک کتاب در هفته اس.گاهی هم نمیتونم بهش پایبند باشم ولی خب فکر خوبیه.
    تابستون قبل ۲۳ تا خوندم که بیشتر از برنامه بود کیییف کردم.
    این تابستونم میریم که بخونم

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      احسنت به شما.

  12. profile-placeholder مهدی گفت:

    سلام
    اقا میثم، واقعا از ترجمه تون لذت بردم. خود مطلب هم مفید بود. اولین بار هست که به این سایت میام. دیگه مشتریتون شدم ناجور!
    قلم تان قوی!
    یا علی

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      آقا مهدی ارادتمندم. امیدوارم لایق اعتمادت باشیم.

  13. profile-placeholder مهر گفت:

    کتاب با کتاب فرق می کنه. نوع خوندنش هم فرق داره.
    یک متن فلسفی مثل سنجش خرد ناب کانت حدود ۹۰۰ صفحه هست ولی ممکنه برای یک پاراگرافش مجبور بشی یک ساعت وقت بگذاری تا بفهمی.
    کتاب های ساده تر هم اگر بخواهی یادداشت برداری تا تو ذهنت بمونه باز زمان می بره.

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      حق با شمائه. خوندن اونجور کتابا تخصصی‌تره.
      به زودی چند تا مقاله در تکمیل این مقاله منتشر می‌کنیم.

  14. profile-placeholder مهدی دهنوی گفت:

    من همین مقدار شاید یه کم بیشتر در روز رو میخونم اما پیش می اومد که چند روز رو نتونم مطالعه کنم، اما این پست خیلی تاثیر گذار بود، لینک رو دادم بقیه رفقا هم بیان اینو بخونن، داداش هرجا هستی خدا خیرت بده، چه پیش چطوریا، چه پیش غ چطوریا
    حال دادی

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      مهدی جان واقعا بهمون انرژی دادی با این کامنتت.

  15. profile-placeholder Morteza گفت:

    افرین به مدیر سایت و مترجم مطالب ،واقعا لذت بردم از مطالب

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      از لذت بردن شما مشعوف شدیم

  16. profile-placeholder محمد امین گفت:

    میثم جان اولش اولش به هیچ وجهه مِنَ الوجوه متوجه نشدم که ترجمست!! تا اینکه تا آخرش خوندم و دلم نیومد کامنتا رو نخونم! عالی ای تو پسر… اولین باره که میام تو سایتت و انقد جالب نوشته بودی که دلم گفت کامنت بده.. کارتو ادامه بده عاالی ای تو پسر…

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      مرسی محمد امین. سپاس بیکران.

  17. profile-placeholder فرشاد گفت:

    ممنون میثم جان حتما از راهکارتان استفاده میکنم بنده هم عاشق تاریخ هستم بار ها شده خواستم کتاب نبرد من اثر هیتلر رو تموم کنم اما متاسفانه نشده ممنون که این راه خواندن رو گفتید موفق و پیروز باشید بدرود

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      دیگه هیچ بهونه‌ای نداری که نخونیش 😉

  18. زهره مثنا زهره مثنا گفت:

    فکر جالبی بود. تقریبا همون تفکر قدیمی (و حتی باستانی) «رهرو آن است که اهسته و پیوسته رود»
    دلم میخواست منبع نوشته رو هم ببینم اما لینک باز نمیشه

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      لینکش فیلتره. با وی. پی. ان. باز می‌شه.

  19. profile-placeholder سعیدصارمی گفت:

    این مطلب ترجمه بود؟ اگر بلی، نویسنده کی بود؟

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      بله سعید جان. این مطلب ترجمه‌ای بود از مقاله The Simple Plan To Read More به قلم Shane Parrish

      1. profile-placeholder زهره گفت:

        خوب بود.

  20. profile-placeholder شهرام روشن گفت:

    درود بر دوستان
    من مخالف اين پيشنهاد نيستم ولي مشكل اينه كه كتابهاي انگليسي مرجع هر برگش معادل ٢٥-٣٠ برگ فارسي است كه به أين نتيجه ميرسي كه اگر بخواهي هر رشته ديگري غير آنچه تحصيل كردي مطالعه كني بايد إز كار و زندگي خودت هم صرف نظر كني .

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      کتابای کت و کلفت اکثرا انقدر مهم هستن که ترجمه می‌شن. بنابراین نیازی نیست حتما دنبال زبان اصلی‌شون باشی شهرام.

  21. profile-placeholder ساسان گفت:

    سلام
    این همه مقدمه چینی کردی که بگی ۲۵ صفحه در روز کتاب بخونیم. خوب از اول می گفتی دیگه این همه مقدمه و پس مقدمه نیاز نبود که عزیز دلم.
    همین جوری خواستم بگم من کتاب مرگ کسب و کار من است را یکشبه و کتاب این سه زن رو در دو روز تمام کردم.

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      سلام ساسان. تو که کتاب مرل رو یکشبه خوندی، این ۱۰۰۰ تا لغت که صبونه‌ات هم نمی‌شه. واسه چی انقدر غر می‌زنی پس؟‌
      پیشنهاد می‌کنم ۱۰ جلدی کلیدر رو بخونی. 😉

  22. profile-placeholder sanaz گفت:

    سلام و خداقوت
    ایده خیلی خوبی بود…
    این یه پیشنهاد خیلی خووووب بود برای خوانندگان کتاب ها، اما من با خوندن این مطلب یه پیشنهاد بنظرم رسید برای نویسنده ها!!!
    اینکه نویسنده های محترم بیان(بیایند)و مثل شما بنویسن ! جالب و کاربردی و خودمانی(یا خودمونی)
    ممنون از مطالب خوبتون
    [یه سوالی هم داشتم از خدمتتون :
    اینکه چرا اینجا از این شکلکا (یا همون اموجی فکر کنم) نداره]

    1. میثم عقیلی میثم عقیلی گفت:

      سلام ساناز جان. خوشحالم که از این مقاله خوشت اومد.
      هر نویسنده یا مترجمی سبک خودشو داره.
      درباره «ابراز احساسات گرافیکی» هم راست می‌گی. ایشالله یه فکری براش می‌کنیم.

  23. profile-placeholder مریم0058 گفت:

    سلام. مطلب چطور کتابهای ……. واقعا جالب بود و خیلی به دردم خورد.درسته که هرکسی به یه موضوع علاقه داره و در موردش کتاب میخونه ولی بعضی از کتابها هستن که همه از خوندنش لذت میبرن. میشه هر چند وقت یکبار اینجور کتابها رو معرفی کنید

پربازدیدترین موضوعات

سلامتی

سلامت جسمی و روحی با دانستن آخرین یافته‌ها و تحقیقات

آداب معاشرت

پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک

عادات موفقیت

عادات روزانه و راز موفقیت افراد موفق

هوش و خلاقیت

تکنیک‌ها و روش‌های بهبود قدرت مغز و افزایش هوش و خلاقیت

تغذیه

چه خوراکی‌های بخوریم و چه موقع بخوریم

تناسب اندام

تندرستی و داشتن بدنی زیبا با آخرین یافته‌های علمی

کاریزما

جذبه‌ای که با آن عشق، وفاداری و محبت دیگران را از آن خود می‌کنید

هوش هیجانی

مهارت ارتباط اجتماعی، شناخت و برداشت درست از رفتارها

مثبت اندیشی

بهترین‌ نکات و روش‌ها برای رسیدن به آرامش روحی و اندیشه مثبت

مد و زیبایی

نکات و روش‌هایی که ظاهر شما را تبدیل به آنچه می‌پسندید می‌کند

زبان بدن

دانش اینکه بدن چه می‌گوید و چگونه می‌توان زبان بدن را به خدمت گرفت

فن بیان

مهارت سخنرانی و تاثیر‌گذاری برای رساندن پیام‌تان