مرجع فیلم آموزشی و مقالات آموزشی برای موفقیت و پیشرفت

پرورش متکی بر هوش هیجانی

2

بخشی ازآماده ساختن هرفرد برای حضورموثردراجتماع، با توجه به فلسفه ی وجودی آموزش و پرورش به عهده مدارس است اما با توجه به شرایط فعلی، به نظرمی رسد که مدارس صرفا بر آموزش مهارت های علمی وآکادمیک تمرکز کرده اند و جای خالی بسیاری از مهارت های فردی و اجتماعی در برنامه آن ها احساس می شود . بنابراین به نظر من لازم است درسی با عنوان هوش هیجانی به دروس ابتدایی اضافه شود تا از همان کودکی این خلاها را پر کند .

هوش هیجانی به طور کلی یعنی آگاهی از احساسات خود ودیگران و بهره وری ازاین آگاهی. برخی ازجنبه های مهم هوش هیجانی عبارتند از :

  • مدیریت عواطف و هیجانات :

    افرادی که در این زمینه توانایی کمی دارند اغلب اوقات با اضطراب و خشم دست و پنجه نرم کنند وهیچ کنترلی برآنها ندارند، برعکس افراد ماهردر این زمینه می توانند به سرعت موانع و تنش های زندگی را پشت سر بگذارند.

  • درک زبان بدن :

دریافت و ارسال علایم غیرکلامی بااستفاده ازحرکات بدن، لحن صدا وحالات چهره به منظور تعامل و تفاهم بهتر با دیگران.

  • کنترل وسوسه آنی :

توانایی به تعویق انداختن هدفمند وسوسه های آنی برای دستیابی به هدف های بلندمدت . به عبارت دیگر، صبر در برابر لذت فعلی برای لذت بیشتر در آینده.

  • اداره روابط :

ایجاد و رهبری گروه، حل اختلافات بین فردی، مذاکره، ایجاد روابط جدید و افزایش صمیمیت، مجموعه مهارت هایی هستند که دراین شاخه ازهوش هیجانی به آنها پرداخته می شود.

  • جذبه :

حالتی است که فرد در کاری که مشغول به آن است غرق می شود در حالی که آن را به آسانی و با کمترین زحمت انجام می دهد. این حالت موجب نوعی آرامش و لذت برای او می شود. چون جذبه انسان را تا آخرین حد مهارتش به چالش می کشد، به مرورکه مهارت افزایش می یابد برای رسیدن به آن، به چالش بیشتری نیاز است. این چرخه باعث می شود تا فرد برای رسیدن به لذتی که جذبه دارد، به طور مداوم برای بهتر شدن تلاش کند. دانش آموزان می توانند از جذبه برای پیشرفت درهر زمینه ای از جمله یادگیری دروس خود بهره ببرند. هوش هیجانی راه های ورود به جذبه را بررسی می کند.

  • همدلی :

توانایی درک احساسات دیگران بدون قضاوت و دخالت دادن احساسات خود است و به نوعی با حس نوع دوستی مرتبط است. نمونه های مشهود فقدان یا کمبود همدلی تجاوزو کودک آزاری است که متجاوزبدون توجه به احساسات آزاردهنده ومنفی ای که برای قربانی اش ایجاد می کند به آزار واذیت او می پردازد.

با توجه به موارد بالا می توان نتیجه گرفت افزایش مهارت های هیجانی هم موجب موفقیت تحصیلی افراد است، هم باعث پیشرفت در تمام جنبه های زندگی فردی و اجتماعی آن ها می شود. همچنین باعث ایجاد جامعه ای سالم تر، بانشاط تر وموفق تر است. صرف مهارت های آکادمیک نمی تواند تضمین کننده چنین نتایجی باشد چرا که فقط به جنبه کوچکی از زندگی می پردازد.